أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

33

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

كرده است . وى كتاب مهمى با عنوان « الروضة الفردوسية » دربارهء مدفونان بقيع و مدينه داشته كه نسخهء منحصر آن در كتابخانهء برلين ( ش 501 . Ms . or . 2082 ) در 259 برگ موجود است . محمد بن محفوظ محمد مكّى ( م 770 ) كتابى در « تاريخ مكة » داشته كه فاسى نسخه‌اى از آن به خط مؤلف در اختيار داشته و از آن استفاده كرده كه موارد آن را الهيْله در « التاريخ والمؤرخون بمكة » صص 73 - 74 جمع آورى كرده است . سعدالله بن عمر بن اسفرائينى مكّى ( م 786 ) كتابى با عنوان « زبدة الأعمال وخلاصة الأفعال » نگاشته كه نسخه‌هاى متعددى از آن بر جاى مانده است . وى در بخش نخست كتاب كه شامل 54 باب است ، به تفصيل تمام از تاريخ كعبه و حج سخن گفته و بخش دوم كتاب را به اخبار مدينه اختصاص داده است . جمال‌الدين محمد بن عبد الله بن ظهيره ( م 817 ) كتابى با عنوان « جزء فيه ذكر زمزم » نگاشته كه با عنوان « الجواهر المكنونة فى فضائل المضنونة » هم شناسانده شده است . گويا نسخه‌اى از اين كتاب بر جاى نمانده ، هر چند در برخى مآخذ بعدى ، از آن استفاده شده است . مجدالدين محمد بن يعقوب شيرازى فيروزآبادى ( م 817 ) از دانشوران و متخصصان لغت ، كتابى با عنوان « إثارة الحَجون لزيارة الحُجون » نگاشته است . اين رساله در سال 1332 قمرى در مكه چاپ شده و نسخه‌هايى از آن نيز بر جاى مانده است . گفته شده كه وى صحابيانى را كه مقيم مكه بوده‌اند ، در آن رساله ياد كرده و چه بسا برخى از آنها در حجون دفن نشده باشند . از وى رساله‌اى با عنوان « رسالة فى أسماء مكة » ياد شده كه فاسى در « العقد الثمين » آن را آورده و خود دوازده نام بر آن افزوده است . وى نويسندهء كتاب مهم « المغانم المطابة فى معالم طابة » در تاريخ مدينه است كه حَمَد جاسر آن را چاپ كرده است . كتابى هم با عنوان « مهيج الغرام إلى البلد الحرام » يا « تهيج الغرام إلى البلد الحرام » نگاشته كه تنها نام آن در منابع بعدى آمده و نسخه‌اى از آن شناسانده نشده است . كتابى هم با عنوان « النفحة العنبرية فى مولد خير البرية » و كتابى با عنوان